با برنامه ریزی های انجام شده و شناخت از سال گذشته و اشتیاق بچه ها ،جمعه 2 مرداد 88 ، ساعت 5:15 راهی ونک سمیرم شدیم. مقصد چشمه ناز بود. 16 نفر از دوستان در این برنامه ما را همراهی می کردند. سرپرست برنامه جناب آقای حاجیان بودند که سال گذشته هم زحمت همراهی [...]
چشمه ناز 2
هنر سلامتي
هنر تندرست ماندن :اگر نمي خواهيد بيمار شويد لازم است كه نكات زير را رعايت كنيد.
احساساتتان را بيان كنيد: هيجانات و احساساتي كه سركوب يا پنهان شده باشند به بيماري هايي نظير ورم معده، زخم معده، كمر درد و درد ستون فقرات منجر مي شوند. سركوب احساسات به مرور زمان حتي مي تواند [...]
مربوط به موضوع های: عمومی | بیان دیدگاه »
راه هاي كوچك براي كسب موفقيت
افرادي در زمينه شغل و زندگي موفقند كه از اين ويژگي ها برخوردار باشند:
1- افرادي كه وقت شناسند و به زمان اهميت مي دهند و از وقت خودشان و ديگران به خوبي استفاده مي كنند. همچنين به ظاهر و آراستگي توجه داشته ، از بدپوشي و كثيفي پرهيز مي كنند و باور دارند كه [...]
مربوط به موضوع های: عمومی | بیان دیدگاه »
اعلام برنامه
جمعه 2 مرداد ، چشمه ناز
سرپرست برنامه:جناب آقای حاجیان
ثبت نام تا تکمیل ظرفیت
مربوط به موضوع های: عمومی | بیان دیدگاه »
فرهنگ نامه جلسات کارشناسی
با حضور در چندین جلسه کارشناسی ، تصمیم گرفتم فرهنگ نامه جلسات کارشناسی را ارائه دهم:
- این بستگی داردبه… یعنی:جواب سوال شما را نمی دانم!
- این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسی فهمیده شد. یعنی:این موضوع را به طور تصادفی فهمیدم!
- نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است.یعنی:سیستم کار می کند و این برای ما تعجب [...]
مربوط به موضوع های: عمومی | بیان دیدگاه »
تصاویر کلار 19.04.1388
کوه نامه کلار
مربوط به موضوع های: آلبوم تصاویر | بیان دیدگاه »
تصاویر جانستون 14.03.1388
مربوط به موضوع های: آلبوم تصاویر | بیان دیدگاه »
کوه نامه کلار
عکس هایی از برنامه
کوه نامه کلار
ساعت 4.15 صبح من و 3 نفر از مستقلی ها سوار مینی بوس شدیم ،تا بقیه بچه ها رو هم در مسیر سوار کنیم و به سمت کلار بریم.جمعه 19 تیر بود و با وجود گرد و غبار هوا تصمیم به صعود گرفته شده بود. راهنمای برنامه یه مستقلی [...]
مربوط به موضوع های: عمومی | بیان دیدگاه »
رکاب بزن
ماجرای سفر من و خدا با دوچرخه
رکاب بزن…
زندگی کردن مثل دوچرخه سواری است.آدم نمی افتد، مگر این که دست از رکاب زدن بردارد.
اوایل ، خداوند را فقط یک ناظر می دیدم، چیزی شبیه قاضی دادگاه که همه عیب و ایرادهایم را ثبت می کند تا بعدا تک تک آنها را به رخم بکشد.
به این ترتیب، [...]
مربوط به موضوع های: عمومی | بیان دیدگاه »

