عنوان انشاء اکثر کوهنوردان از دیرباز این بوده که چرا به کوه میرویم؟
هدف ما از کوه رفتن چیست؟
چرا روزها و حتی ماه ها در مناطق کوهستانی با شرائط متغیر و سخت به سر می بریم تا بتوانیم فقط برای لحظه ای بر روی قله ای بایستیم؟
آیا هدف ما فقط و فقط نشان دادن توانایی جسمانی است ؟ آیا فقط داشتن آمادگی جسمانی و ابزار مناسب است که موجب میشود تا بتوانیم سختی ها را تحمل کنیم؟
آیا اصلا سختی می کشیم؟
و………
آقای جعفر شرقی از مربیان و پیشکسوتان نسل پاینده گذشته و امروز، در مقاله ای ما را با سئوالاتی اینچنین به فکر وا میدارد که :
اصلا فلسفه کوهنوردی چیست؟
از دوستان گرامی و خوانندگان عزیز تقاضا داریم تا نقطه نظرات تحلیلی خود را پیرامون این مقاله در قسمت نظرات درج کرده تا دیگر دوستان نیز از آن بهره گیرند.
كوهنوردی چیست؟
آیا كوهنوردی ورزش است؟
آیا كوهنوردی در ردیف فوتبال، بوكس، پینگ پنگ، كشتی، كاراته و … قرار دارد؟
در كوهنوردی برنده كیست؟ در كوهنوردی بازنده كیست؟ در كوهنوردی برنده و بازنده وجود دارد؟
ابعاد زمین كوهنوردی چقدر است؟
آیا كوهنوردی یك تفریح است؟ آیا كوهنوردی مثل رفتن به باغ و در فضای باغ استراحت كردن است؟
آیا كوهنوردی برای تقویت قدرت بدن است؟ آیا كوهنوردی برای تقویت ارادهی انسان است؟
آیا كوهنوردی برای ارتقاء روح بشر است؟ آیا به كوه میرویم برای شكار حیوانات؟
آیا كوهنوردی تمرین از دیواره بالا رفتن است؟ آیا كوهنوردی برای به دست آوردن علوم نجوم، زمین شناسی، منطقه شناسی، نقشهبرداری، جانور شناسی و … است؟
آیا كوهنوردی برای شناخت ماوراء زمین است؟
آیا كوهنوردی برای شناخت و پاسخ به مجهولات بشر است؟
آیا كوهنوردان ماجراجویان روی زمین هستند؟
آیا كوهنوردان با هم مسابقه میدهند كه كدامیك توانمندتر هستند؟
آیا كوهنوردی یك حركت فردی است یا یك حركت اجتماعی است؟
آیا كوهنوردی یك كاوش است در ذات هستی و در خویشتن خویش؟
آیا كوهنوردی فرار از زمین است به سوی بلندترین نقطه فرار كه یك قدم دیگر ما را از زمین جدا كرده و به جای دیگر شاید بهتر از زمین سوق دهد؟ مگر بشر در زمین احساس غربت میكند؟
آیا بشر در روی زمین احساس امنیت میكند؟
آیا بشر كاملاً آگاه است به تمام زوایای خلقتش؟
ابعاد جهان چقدر است؟ انسان در كجای جهان ایستاده است؟
پدران ما كجا رفتند؟ كجای این شب بلندتر از یلدا به پهنای همه آسمانها، یا به پهنای همه خلقت، ما الان در كجای خلقت هستیم؟
ما تا كی عمر میكنیم؟ 20 سال؟ 30 یا 70 یا 120 سال؟
ما چقدر احساس امنیت میكنیم؟ آیا ما با محیط اطرافمان احساس غریبی میكنیم؟ یا احساس نزدیكی، آیا ما با سنگ، آسمان، كوه، ستارگان، گیاهان هم سخنیم؟
آیا بشر اولیه (انسان نئاندرتال یا انسان كرومانیون) در روزهای اولیه خلقت بشر چه احساسی از اطراف داشته از طبیعت از آبشار از كوه از حیوانات از گیاهان از آسمان از شب؟
پدران ما در دلشان چه هراسی ایجاد شده از طوفان، از شب، از باران، از برف از حیوانات درنده از رعد و برق از گیاهان؟ زمانی كه بشر اولیه پای به كره زمین گذاشت چه احساسی داشت احساس امنیت یا غربت؟
بشر اولیه نسبت به اطراف علم داشت یا جهل؟ آیا بشر امروز به كمال علم و شناخت هستی رسیده است؟ ایا تمام زوایای خلقت برای انسان روشن شده است؟
به سئوال اول بر میگردیم كه كوهنوردی چیست؟
ما میخواهیم به كمك همدیگر بفهمیم كه چرا به كوه میرویم و انگیزه ما از رفتن به كوه چیست؟
در اصل انگیزههای مختلفی ما را به سمت این پدیده میكشد و هیچكدام از این انگیزها منطبق با افراد دیگر نمیتواند باشد به هر حال افراد با انگیزههای متفاوت جذب این پدیده میشوند و در امتداد زمان رشد میكنند و شاید هم به مرور زمان افراد مختلف دارای یك وجوه اشتراك خاصی بشوند و یا با شخصیتهای متضادشان به گونههای متفاوت ظاهر بشوند.
پدیده كوهنوردی به ما این امكان را میدهد كه از محیط كوچك زندگی ماشینی و محیط بسته زندگی شهری و مصنوعی و زوایای تنگ و نظرگاههای تنگ مصنوعی مغایر با روح بشر به سوی دریچهای به جهان باز با تمام زوایای خلقتش و به سوی مكانی كه از این منظرگاه میتوان به كل عالم ظاهر نظر داشت و در این مسیر هیچ به چیز نیست كه از دیده ما پنهان بماند و تمام چیزهایی كه در دنیا به ظاهر وجود دارد می توان از دریچه این پدیده (كوهنوردی) رویت نمود.
در حقیقت شاید كوهنوردی یك تولد دیگر باشد برای بشر خفته در زوایای بسته ونظرگاههای تنگ جامعه شهری تولد به معنای پای به عرصه جهان هستی گذاشتن.
آیا كوهنوردان فراریان از وضعیت موجود در جامعه بسته ماشینی و شهری به سوی مكانی بزرگتر هستند؟ آیا كوهنوردان مستمردین از قانون مندیهای ساخته دست بشر به سوی دنیائی نو هستند؟ ایا كوهنوردان فراریان از تنگناهای موجود جوامع بشری هستند برای رسیدن به محیطی بزرگ كه روح را بتوان در آن بسیط كرد و گسترانید؟
آیا محیط كوهستانی به ما این امكان را میدهد؟
گمشده بشر در كجاست؟ در كجاست كه انسان روحش به آرامش دست پیدا میكند، شاید انسان دنبال آرامش گاهی میگردد تا از پلیدیهای خلقت ظاهر دور شود و پدیده كوهنوردی شاید بهترین دریچه و بهترین مقر باشد بر عبور از تاریكیها غربت به سوی مكانی كه با جنسیت روح و ذات آدمی همسو باشد.
شاید بگوییم ای آقا! ما دنبال این مسائل نیستیم ما دنبال تقویت جسممان و ششهایمان و قلب و عروقمان هستیم، ما به دنبال به رخ كشیدن قدرت بدنیمان به دیگران كه توانشان از ما كمتر هست هستیم. ما به دنبال هورا كشیدن جمعیتی هستیم كه ما را در روی صحنه تشویق میكنند، ما به دنبال این هستیم كه برای گروهمان كسب اعتبار كنیم و … .
ما دنبال هر چیزی كه دلمان بخواهد می توانیم باشیم ما از هر قشر جامعه كه باشیم
میتوانیم خواستههای خودمان را از كوهنوردی به دست آوریم.
این بستگی به ظرف وجودی ما دارد كوزه وجودی هر انسان حجم خاص خودش را داردف ما به اندازه ظرفتمیان از این دریا بهره میگیریم.
عشق در دانه است و من غواص و دریا میكده
سر فرو بردم به دریا تا كجا سر پر كنم.
انسانهائی با افكار و خواستهها و تمایلات متفاوت و انگیزههای مختلف به سمت كوهنوردی گرایش پیدا میكنند و از كانال این پدیده به اغناء روحی دست پیدا میكنند. افكار مختلف شخصیتهای گوناگون، معیارهای خیر و شر گروههای سنی مختلف وارد عرصه كوهنوردی میشوند و ما نباید توقع داشته باشیم كه همه یكسان فكر كنند.
اینجا دنیا است، ما متولد میشویم و در جلوی روی ما بیكرانههای آسمان و زمین و ماوراء زمین قرار داد. ما فكر میكنیم، ما با تفكرات و شناخت مان از محیط دنیا و تمایلات درونی معیارهایی از خوب و بد و از مثبت و منفی برای خودمان قرار داد میكنیم و سپس حركت می كنیم به سوی آنچه خودمان تشخیص دادهایم كه مثبت است.
بنابراین به تعداد ابناء بشر طرز تفكر وجود دارد شاید بعضی به هم نزدیك باشند ولی به هیچ وجه منطبق نیستند. تعدد ایدئولوژیها و طرز برداشتها و ساختن معیارهای فروش متفاوت به ما نشان میدهد كه بشر نمیتواند منحنی كامل خلقت را رسم كند و به همین دلیل احساس غربت در زمین محصور میكند.
ما غریبان خلقتیم از ابتدای تاریخ تا اكنون و در یك درد مشتركیم درد غربت و درد هجران و درد امدی! امدی از اصل خودتان، امدی از ریشه خودمان، ریشه ما در كجاست؟
ما برای چه منظوری به مرتفعترین نقاط كره زمین صعود میكنیم؟ ما برای قدرت نمایی این كار را نمیكنیم، برای مسابقه فعالیت نمیكنیم، ما به دنبال خرد كردن شخصیت دیگران مسابقه نمیدهیم.
ما درد مشتركمان را با هم فریاد میكنیم و ما پشتبان همدیگر در مسیر صعود و گذر در تنگناهای سخت زندگی هستیم ما به همنوردانمان عشق میروزیم.
ما با آمدنمان به جمع و خانواده بزرگ كوهنوردان به دریای بزرگ عشق پای مینهیم.
نویسنده: جعفر شرقی
منبع : کوهساران
مربوط به موضوع های: عمومی


عشق به طبیعت.عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست. کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت ورزش ما نیست. باور ماست. زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست. کوهنوردی یک روش زندگی است!
سر ادموند هیلاری
سلام
چرا خیلی وقته آپ نکردین؟
منتظریم